اشکهایم روی گونه هایم می لغزد![]()
دستانت زمانی اشک هایم را بر روی گونه هایم پاک می کرد![]()
زمانی همیشه دستانت دور گردنم بود![]()
با من بودی
سرت بر روی شانه هایم بود![]()
مزمه هایت همیشه در گوشم هست![]()
به یاد جملاتت می افتم![]()
همیشه تو را در کنارم حس می کنم![]()
اما دیگر![]()
تمام شد![]()
وقتیکه در زمین و آسمان![]()
تو آغاز می شوی![]()
یکی بود![]()
یکی نبود![]()
غیر تو این جا کسی نیست![]()
گوش هایم را بریده ام
اما هنوز![]()
در گوشم صدای توست![]()
به گردنم دست زدم![]()
این جا![]()
جای دستهای توست![]()
بر روی شانه هایم سنگینی تو را حس می کنم![]()
دست نمی دهم به این بازی![]()
بازی عشق هم پایانی دارد![]()
پایان عشق![]()
جدایی![]()
رهایی![]()
وقتی تو نیستی
من با خودم هم حرفی ندارم![]()
آن جا که از دست دادن
تو را شرم نمی شود از با من بودنش![]()
من دستم را به کسی دیگر نمی دهم![]()
چرا که من تو را![]()
دوست دارم![]()
برای تو هر کاری کردم![]()
از همه چیز و همه کس گذشتم![]()
برای اینکه
عاشقتم![]()








ه تکهای از یک ریسمان است.









حکومتها ، چه در دوره پیش از صفویه و چه در دوره بعد از صفویه از مسجد گریزان بودند و تاریخ هم به اینها حق می دهد برای اینکه همه قیام ها از مسجد ها شروع شده ، حتی مشروطه را شما نگاه کنید،نقش مسجد را در آن می بینید.




